سی نما - انتخاب ۳۰نما: معرفی ۱۰ فیلم برتر قرن ۲۱ در ژانر وحشت

فیلمهای ژانر وحشت، همواره مورد توجه علاقمندان به سینما بوده و هست. این ژانر به دلیل انتقال هیجان و غافلگیر کردن تماشاگر، مخاطبین خاص خود را دارد. اما تمامی این تاثیرات به مواردی مثل رده‌ی سنی، خصلت‌های روحی، شرایط اجتماعی و … بستگی داشته و ممکن است به مرور زمان و با تغییر این موارد، تاثیرگذاری سابق را نداشته باشد. از طرفی دیگر بحث راجع به ژانر وحشت در عین سادگی، کمی گسترده و پیچیده نیز می‌باشد. بعضی از فیلمها پر از صحنه‌های تنش‌زا می‌باشند، برخی از آنها با ایجاد اتمسفری پر از سکوت، به روند خود ادامه می‌دهند، بعضی از آنها با نمایش صحنه‌های چندش‌آور، مخاطب خود را تحت تاثیر قرار می‌دهند و برخی دیگر با روح و روان مخاطب بازی می‌کنند. پس این ژانر، زیرشاخه‌های بسیار زیاد و گسترده‌ای را شامل می‌شود. تحریریه‌ی 30nama سعی کرده است با در نظر گفتن اِلمان ایجاد ترس و هیجان و تاثیرگذاری هر کدام از فیلمها، بر مخاطبین خود در مقطعی از تاریخ که اکران شده‌اند، لیستی در این زمینه تهیه کند. شاید این لیست دقیقاً مطابق سلیقه‌ی شما باشد و یا اینکه فیلم‌های محبوبتان، جایی در آن نداشته باشند. مهم این است که اگر از تماشای فیلمی لذت برده‌اید، هم فیلمساز به هدف خود رسیده است و هم شما.

«جی» با بازی «مایکا مونرو» نوجوانی است که با برقراری رابطه‌ی جنسی دچار الهامات کابوس‌وار می‌شود و احساس می‌کند که موجودی در تعقیب اوست. کلیشه‌های «او تعقیب می‌کند» نشان‌دهنده روحیه‌ی رادیکال اثر است. فیلم به جای آنکه مانند «کلبه‌ای در جنگل» (Cabin In the Woods) آشکارا قوائد ژانر را هجو کند، به نظر می‌رسد که سعی در اصلاح DNA گونه‌ی وحشت دارد. فیلم با نمایش آمیزش جنسی به عنوان یک گناه مرگ‌بار، تعقیب و گریزهای رعب‌آور در فضاهای داخلی، همکاری گروهی از نوجوانان برای غلبه بر نیرویی شیطانی، و صحنه‌های تاریک و طوفانی، از جهاتی یک فیلم ترسناک معمولی به نظر می‌رسد، اما به این دلیل که از سکانس‌های رؤیا و توهم، شخصیت‌های روانی و روح خبری نیست، ثابت می‌کند که تا چه حد سنت‌شکن است. از طرف دیگر فیلم در مقاطعی با نقل قول از اشعار «تی. اس الیوت» و رمان «ابله» داستایوفسکی چهره روشن‌فکری به خود می‌گیرد.

اما مسئله‌ای که فیلم «او تعقیب می‌کند» را راضی‌کننده کرده این است که موجود هراس‌انگیز قصه تقریباً سراسر فیلم با انجام عملی غیرترسناک یعنی به آرامی راه رفتن وحشت می‌آفریند. توصیف موجود فیلم ساده نیست و نه می‌توان آن را یک روح نامید و نه یک هیولا. به قول «دیوید رابرت میچل» کارگردان فیلم، «هیچ منطقی در پس آن نیست… زیرا درواقع کابوس توضیح ناپذیر است.» «او تعقیب می‌کند» به جای آنکه از کلیشه‌های مرسوم مثلاً پرتاب شدن دختری خردسال درون چاه توسط مادرش بهره بگیرد، تماشاگر را به حال خود وامی‌گذارد تا خودش با موجود مبهم و مرموز قصه که ناگهان پشت سر شخصیت‌ها ظاهر می‌شود رابطه برقرار کند.

فیلم «اره» اولین تجربه کارگردانی در پرونده «جیمز وان» بود. این فیلم که اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس در سال ۲۰۰۴ اکران شد فیلمی ترسناک روان‌شناسانه است. این فیلم مانند دیگر فیلم‌های این سری شروعی نسبتاً ساده در ابتدای فیلم دارد و با گذر زمان مسائل پیچیده‌ و خونین‌تر می‌شوند. احتمالاً فیلم «اره» تنها فیلم ترسناکی است که درس اخلاقی در مرکز روایت داستانی خود دارد.

صحنه اول فیلم با بیدار شدن دو مرد در اتاق شروع می‌شود که هیچ ایده‌ای از اینکه کجا هستند ندارند. در میان آن‌ها یک جنازه قرار دارد  و در جیب هر یک دستگاهی حاوی پیامی از قاتل اره‌ای است.

در این پیام قاتل به آن‌ها اطلاع می‌دهد که برای زنده ماندن باید وارد یک بازی اجباری شود و قوانین بازی را برای آن‌ها توضیح می‌دهد. هویت قاتل تا لحظه آخر نامعلوم باقی می‌ماند اما در اثر یک اتفاق هویت او برملا شده و فیلم به پایان می‌رسد.

 

گزارشگر تلویزیونی به نام «آنجلا» به همراه یک فیلمبردار، در حال تهیه‌ی مستندی از فعالیت آتشنشان‌ها هستند. با به صدا درآمدن زنگ خطر، آتشنشانها آماده‌ی انجام عملیات می‌شوند و آنجلا با فیلمبردارش، همراه آنها به راه افتاده و وارد ساختمان مورد نظر می‌شوند. پس از دقایقی، این ساختمان قرنطینه شده و به هیچ کدام از افراد داخل آن، اجازه‌ی خروج داده نمی‌شود.

بدون شک، مهمترین ویژگی این فیلم، نحوه‌ی روایت آن است که حالت مستند دارد و این موضوع باعث می‌شود به راحتی و سریع، وارد محیط فیلم شویم. البته این نوع روایت، در کنار نکات مثبت، سختی‌های خاص خود را نیز دارد. برای مثال، حرکات دوربین نباید بیش از حد، از کنترل خارج شود چراکه تاثیر معکوس روی مخاطب گذاشته و آنرا از ادامه‌ی داستان، دلسرد می‌کند. همچنین هنرپیشه‌ها، وظیفه‌ی مهمی در ایجاد ارتباط میان فیلم و مخاطب دارند و در صورت طبیعی نبودن نقش‌آفرینی‌ها، این ارتباط کم رنگ شده و در نهایت از بین می‌رود. باید گفت فیلم در این دو مورد، به اندازه و موثر عمل می‌کند و می‌تواند بدون شخصیت‌پردازی و سایر موارد، شما را همراه خود در طول داستان جلو ببرد.

نقطه‌ی مشترکی بین شما و کاراکتر اصلی فیلم و همینطور دوربین، وجود دارد و آن، ناشناختگی و عدم اطلاع از اتفاقاتی است که باید به وقوع بپیوندد. درحالی‌که فیلم حادثه‌مدار است و با استفاده از آن پیش می‌رود، وجود شوکهای ناگهانی در مقاطع مختلف، به قدری تاثیرگذار است که شاید فراموش کنید مشغول تماشای یک فیلم سینمایی هستید. اما پایان فیلم به هیچ‌وجه قابل پیشبینی نیست و با نامتعارف‌ترین حالت ممکن، تمام می‌شود. زمانیکه این فیلم در اسپانیا اکران شد، با استقبال شدید از طرف مخاطبها مواجه شد و استودیوهای هالیوودی بدون کوچکترین درنگ، با عوامل آمریکایی به ساخت یک کپی از آن اقدام نمودند. واژه‌ی کپی درباره‌ی فیلم قرنطینه، کاملا درست است چراکه زوایا، حرکتهای دوربین، میزانسن صحنه و …، مشابه نسخه‌ی اسپانیایی است.

قصه تریلر مبتکرانه‌ی «جان کرازینسکی» که در آن موجودات بیگانه به هر چیزی که صدا ایجاد کند حمله‌ور می‌شوند، در آینده نزدیک و در دهه ۲۰۲۰ می‌گذرد، وقتی که زمین هدف حملات موجودات فضایی قرار گرفته. فیلم گاهی اوقات در صحنه‌هایی که کاراکتر کرازینسکی و همسرش با بازی «امیلی بلانت» به وسیله یک هدفون به آهنگ‌های «نیل یانگ» گوش می‌دهند یا وقتی که موسیقی «مارکو بلترامی» شنیده می‌شود، به سکوت خود خیانت می‌کند. اما در اغلب اوقات اثر به سلاح سکوت خود متکی است. نکته جالب شخصیت «ریگان» با بازی «میلیسنت سیموندز» بزرگترین فرزند خانواده چهار نفری ابوت است که در دنیای فیلم و دنیای واقعی ناشنواست و به زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کند.

در فیلم می‌بینیم که تنها ۴۷۳ روز از حمله بیگانگان گذشته، اما به نظر می‌رسد که نسل بشریت در حال انقراض است. بعضی دیگر از اشکالات منطقی مانند به دنیا آوردن یک نوزاد پر سر و صدا در چنین شرایطی به «یک جای ساکت» وارد است، اما فیلم برخلاف اکثر آثار دهه‌های اخیر از ابهام به کلی دور بوده و دیدگاهی روشن را بیان می‌کند. «یک جای ساکت» ممارستی باشکوه است برای درک وحشتی که معمولاً آثار ترسناک سعی در القای آن دارند. فیلم شاید ترسناک‌ترین اثری نباشد که تاکنون دیده‌اید، اما مضمون وحشت فرزندداری آن و انزوای مطلقش برخلاف در دیگر آثار ژانر وحشت که همیشه با شخصیت‌های پرتعداد راه حلی برای معضلات موجود ارائه می‌دهند، کافی است تا ترس دنیای فیلم و تلاش محض برای بقا را از ابتدا تا انتها احساس کنید و شاعرانه‌ترین فیلم ترسناک سال‌های اخیر را ببینید.

داستان فیلم «حلقه» با دو نوجوان به نام‌های «کیتی» و «بکا» شروع می‌شود که درباره افسانه یک فیلم نفرین شده صحبت می‌کنند. گفته می‌شود که کسانی که این فیلم را می‌بینند پس از ۷ روز می‌میرند. در این هنگام «کیتی» اعتراف می‌کند که هفته گذشته فیلم را دیده است و در همان شب جان خود را از دست می‌دهد. در مراسم خاک‌سپاری «کیتی»، مادرش از راشل که یک روزنامه‌نگار است کمک می‌خواهد تا در مورد مرگ دخترش تحقیق کند و راشل متوجه می‌شود که در شب مرگ «کیتی» حوادث عجیبی رخ داده است.

از عجیب‌ترین نکات فیلم «حلقه» ساخته «گور وربینسکی» این است که قدرت مرگ یا زندگی در دستان یک ویدیو است. «حلقه» بازسازی هالیوودی فیلمی به همین نام محصول ۱۹۹۸ ژاپن است که اقتباسی از رمانی به همین نام به نویسندگی «کوجی سوزوکی» بود.

از تفاوت‌های دو مجموعه فیلم «حلقه» نمایش احساسات و بازی زیر پوستی بازیگران است. حس وحشت خلق شده توسط «وربینسکی» از صحنه ابتدایی فیلم آغاز می‌شود و تا پایان فیلم ذره ذره بیشتر می‌شود. او همچنین با استفاده از صداهای ناگهانی و حرکات سریع، حالت اصلی فیلم ژاپنی را حفظ کرده و آن را محزون به تصویر کشیده است.

«اِد» و «لورین» زن و شوهری هستند که درباره‎ی مسائل ماوراءالطبیعه، تحقیق و فعالیت می‌کنند. «لورین» از حس ششم بسیار بالایی برخوردار بوده و قادر به تشخیص انرژی‌های موجود در انسانها و محیط است. او به همراه همسرش، جلسات بسیاری برای آگاهی مردم از چگونگی به وقوع پیوستن اتفاقات ماوراءالطبیعه برگزار می‌کنند و تصمیم می‌گیرند برای کمک به خانواده‌ای که توسط نیروهای شوم، تسخیر شده است، وارد خانه‌ی آنها شوند.

تعداد فیلمهایی که هر ساله در ژانر وحشت و مسائل مربوط به جن و روح، ساخته می‌شوند، کم نیست. قطعا یکی از به‌یادماندنی‌ترین فیلمها در این زمینه، «جن‌گیر» است که در سال ۱۹۷۳ اکران شد و بسیاری از علاقمندان را تحت تاثیر قرار داد. الگویی که «احضار» دنبال می‌کند، شبیه به آن و کاملا اصولی بوده و با زمینه‌چینی‌های مختلف، ابتدا سعی می‌کند بیننده را در اتمسفر و فضای داستان، وارد کند و باید گفت در این زمینه، کاملا موفق است. اِلمانهای ایجاد ترس در این فیلم، حضوری محسوس اما کاملا ملموس دارند و به صورت غیرمستقیم عمل می‌کنند به صورتیکه که در بازه‌های زمانی مشخص، خود را نشان داده و در مدت زمان کوتاه، روی مخاطب تاثیر لازم را می‌گذارند. اما نقطه‌ی قوت این فیلم، توجه ویژه به داستان و روایت آن است. شما با سرنوشت ساکنین قبلی خانه، آشنا خواهید شد و از اتفاقات به وقوع پیوسته در آنجا با خبر می‌شوید.

در ادامه، این داستان، بسیار زیبا به داستان ساکنین فعلی وصل می‌شود و این بار جنبه‌ی عاطفی در آن تشدید می‌گردد. استفاده از خاطرات و بها دادن به آن، روند داستانی را تکمیل می‌کند تا در نهایت شاهد به وجود آمدن یک چهارچوب دراماتیک باشیم. «جیمز وان» با ساخت این فیلم ثابت کرد، موفقیت آثار قبلی‌اش مانند اره (Saw) و توطئه‌آمیز (Insidious) اتفاقی نبوده و شناخت بسیار خوبی از این ژانر و اِلمان‌های مربوط به آن را دارد. «احضار» در زمینه‌ی فیلمبرداری، صداگذاری و تدوین صدا (ساخت افکت‌های صوتی) عالی‌ست و از تمامی امکانات فنی برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب استفاده می‌کند. این فیلم از طرف آکادمی فیلم‌های علمی-تخیلی، فانتزی و ترسناک آمریکا، به عنوان بهترین فیلم ترسناک (Horror) سال انتخاب شد.

«رُز» دختر جوان سفیدپوستی است که «کریس» سیاهپوست را برای آشنایی نزد پدر و مادرش می‌برد. کریس در ابتدا خوش‌رفتاری بیش از حد خانواده را به نشانه دستپاچگی حاصل از مواجه با رابطه غیرمعمول دخترشان با مردی سیاهپوست می‌گیرد. اما با گذر زمان و مشاهده چند اتفاق عجیب او با حقیقتی غیرقابل تصور روبرو می‌شود.

«برو بیرون» اولین فیلم «جوردن پیل» در مقام کارگردان که با بودجه ۴ میلیون دلاری تولید شد و پس از اکران در اوایل سال ۲۰۱۷ در سراسر دنیا بیش از ۱۷۵ میلیون دلار فروخت، در جاهایی موفق است که حتی فیلمسازان بزرگ و باتجربه شکست خورده‌اند. پیل فیلمی سرگرم‌کننده خلق کرده که عقاید سیاسی و اجتماعی آن چنان در تار و پودش گره خورده که در حال خنده شما را به فکر فرو می‌برد و برعکس. چیزی که «برو بیرون» را اثری فراتر از یک فیلم ترسناک کرده این است که فیلم در دل طنز تلخش، در مورد بدبینی‌های نژادی است و روح زمانه را به گونه‌ای تصویر کرده که اکثر فیلم‌های کارگردانان بزرگ نتوانسته‌اند.

در بیشتر اسلشرها، کریس مرد می‌بود که در همان آغاز به قتل می‌رسید. پیل با وارونه کردن این کلیشه این علم و آگاهی را به مرد جوان و سیاهپوست قصه داده که خطر از قاب اول تهدیدش می‌کند. فیلم هرگز برای خنداندن و یا ترساندن مخاطب به هر قیمتی که شده، از حد خود خارج نمی‌شود، به هیچ وجه از آثار ترسناک پیش ساخته کپی برداری نمی‌کند و به طرز بی‌رحمانه‌ای سرگرم‌کننده و در عین حال ترسناک است.

«میشل» پس از مشاجره با نامزدش و درحالیکه رانندگی می‌کند، دچار یک تصادف وحشتناک می‌شود. او وقتی به هوش می‌آید، خود را درون یک اتاق می‌بیند و متوجه می‌شود توسط «هاوارد» به آنجا برده شده است. «هاوارد» محیط بیرون را به شدت خطرناک می‌داند و معتقد است یک حمله‌ی شیمیایی به وقوع پیوسته است. با اینکه او ادعا می‌کند، «میشل» یک زندانی نیست ولی «میشل» به دنبال راهیست که از آن زیرزمین فرار کند.

داستان این فیلم با یک شوک بسیار قوی شروع می‌شود و بدون هیچ مقدمه‌چینی، سوالات بسیار زیادی در ذهن به وجود می‌آورد. از ابتدا تا پایان فیلم، این سوالات، تمامی ندارند و حتی پا فراتر گذاشته و باعث می‌شوند درباره‌ی دانسته‌های خود نسبت به کاراکترها و حتی اتفاقات، دچار شک و تردید شوید. همین عامل، بزرگترین نقطه‌ی قوت این فیلم و کشش بسیار قوی جهت ادامه‌ی داستان است. با اینکه فضای انتخاب شده برای فیلم، بسیار محدود بوده و شامل مکانهای تنگ و فشرده است ولی هیجان فیلم به قدری بالاست که حتی برای یک لحظه، احساس خستگی نمی‌کنید.

شخصیت‌پردازی بسیار خوب کاراکتر «هاوارد» در کنار بازی باورپذیر «جان گودمَن» نیز بی‌تاثیر نبوده و جذابیت تماشای فیلم را دو چندان می‌کند. این فیلم برای چندمین بار در تاریخ سینما، ثابت می‌کند محدود بودن تعداد کاراکتر، باعث می‌شود مخاطب، با تمامی شخصیتها آشنا شده و به خوبی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. نتیجه‌ی این امر، رسیدن به نقطه‌ی باورپذیری و همزادپنداری با کاراکترها است که «پلاک ۱۰ خیابان کلاورفیلد» در انجام آن، کاملا موفق است. فیلم از لحاظ فنی، در سطح بسیار خوبی قرار دارد و کارگردان جوان آن «دَن تراچتِنبرگ» ثابت کرد استعداد لازم جهت ادامه‌ی روند فیلمسازی و خلق آثار بهتری در عرصه‌ی سینما را داراست. این فیلم از طرف آکادمی فیلمهای علمی-تخیلی، فانتزی و ترسناک آمریکا به عنوان بهترین فیلم هیجانی (Thriller) سال، انتخاب شده است.

«دیگران»، فیلمی اسپانیایی آمریکایی است به کارگردانی و نویسندگی کارگردان اسپانیایی «آلخاندرو آمنابار». این فیلم با فروش جهانی ۲۰۹.۹ میلیون دلاری عملکرد بسیار موفقی نسبت به هزینه ۱۷ میلیون دلاری ساختش داشته است. فیلم «دیگران» همچنین موفق به دریافت هشت جایزه فیلم گویا، معتبرترین جایزه سینمایی کشور اسپانیا شد و اولین فیلمی است که بدون وجود حتی یک کلمه اسپانیایی در آن موفق به دریافت این جایزه شده است.

«نیکول کیدمن» در فیلم «دیگران» بازی‌ای از خود نشان می‌دهد که بیش از ایجاد حس ترحم، احساس تحسین را در بیننده ایجاد می‌کند. «کیدمن» در این فیلم نقش مادری را دارد که با دو فرزند خود، «آن» و «نیکلاس» در فضایی گوتیگ توهماتی را می‌بینند که حاکی از حضور اشخاصی ناشناس در خانه است.

این فیلم برخلاف دیگر فیلم‌های ترسناک با بهترین بهره‌وری از مسائل کلیشه‌ای، نوع متفاوتی از داستان را برای بیننده روایت می‌کند.

 

فیلم «جزیره شاتر» چهارمین همکاری «مارتین اسکورسیزی» و «لئوناردو دیکاپریو» است. این فیلم که اقتباسی از رمان «رودخانه میستیک» نوشته «دنیس لهان» است. این فیلم یک معمای به دقت طرح شده است که بیننده را تا آخرین لحظه در انتظار بر ملا شدن حقیقت می‌گذارد و در لحظه آخر همه چیز مشخص می‌شود و نتیجه آن‌چنان ارزشمند است که بیننده از حس معلق ماندن خود در تمام مدت فیلم رضایت کامل خواهد داشت.

این فیلم در سال ۱۹۵۴ اتفاق می‌افتد، زمانی که دو مارشال آمریکایی به نام‌های «تدی دانیلز» با بازی «لئوناردو دیکاپریو» و «چاک ایول» با بازی «مارک رافلو» برای تحقیق درباره ناپدید شدن یک بیمار روانی به جزیره شاتر که یک مرکز نگهداری بیماران روانی خطرناک بود می‌روند.

تدی با تحقیقات زیرکانه و مهارت بالایش به سرعت سرنخ‌هایی به دست می‌آورد که برای او در پیدا کردن بیمار گمشده بسیار مفید است. او در جزیره بیمار می‌شود و در اثر این بیماری توهم‌هایی از همسرش را می‌بیند که از او می‌خواهند تا به تحقیق خود ادامه دهد.

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

Light Keeper 24 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

متاسفم واقعا

اصلا وجود get out و البته it follows زشته تو این لیست

shutter island هم ترسناک نیست !

(0)(0)
نمایش دیدگاه
M.hosein.B 16 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

فیلم ترسناک میخاید
سری paranormal رو ببینید
این فیلم ها خوب هستن ولی اون قدر ترسناک نیستن
به نظرم برای این لیست ملاک رو ترسناک بودن قرار ندادن
بلکه کیفیت فیلم رو در نظر گرفتن
مثلا فیلم جزیر شاتر فیلم فوق العاده خوبی هست اما ترسناک نیست واقعا

(3)(0)
نمایش دیدگاه
mohammadrezamotalebian 15 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

اصلا با جزیره شاتر، برو بیرون، اره، ضبط، یک جای ارام و پلاک 10 در این لیست موافق نیستم اصلا و ابدا…فیلم های خیلی خوبی در ژانر وحشت هستش ولی اینا بیشتر معمایی.جنایی و یا چندشن مثل اره که ذهن یه خلافکار بیمار رو به تصویر میکشه کلا انتخاب های 30 نما متفاوتن نمیدونم چجوری این لیستا رو میسازید لا اقل قبلش نظرسنجی بزارید کاربرا انتخاب کنن

(0)(3)
نمایش دیدگاه
Magnifier 13 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

اینجوری که همه رو چپوندین تو دسته ترسناکترین های قرن خب یهو “پیچ اشتباهی” رو هم میذاشتین دیگه…البته اون بیشتر سادیسمی و چندش بود تا ترسناک 🙂

(0)(2)
نمایش دیدگاه
Fatemeh Eizadpanah 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

نه اینکه چرا اینجا Get Out جزو ژانر وحشته و نه اینکه چرا گالدن گلاب توی Musical/Comedy دسته بندیش کرد رو اصلا نمیفهمم!!!
منتقدی چیزیم نیستم و با احترام به تمام ستایشگرانش ولی هدف شخصیت های منفی فیلمش واقعا جالب نبود!!!
من انتظار یه هدف خیلی عظیم و بزرگ رو داشتم!!!
در ضمن اصلا هم ترسناک نبود!!!

(1)(2)
نمایش دیدگاه
Sami_R 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

خودم فیلم حلقه 2002 رو تو 8 سالگی دیدم با اینکه درست نیست ولی آدم تا بچه ست باید چندتا فیلم ترسناک ببینه تا معنای ژانر وحشت تو ذهنش شکل بگیره مگرنه بزرگ که میشی چیزی بعنوان ژانر وحشت مفهومی نداره، تا آخر عمرت هم که بشه باز وحشت یعنی همون فیلم ترسناکی که تو بچگی دیدی حتی اگه الان بفهمی چقدر از نظر ساختار سینمایی فیلم ضعیفی بوده !

(5)(1)
نمایش دیدگاه
SK 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

شاتر که میشه گفت درام معمایی نه ترسناک بیشتر آدم دلش واسه دیکاپریو میسوزه تا چه برسه به ترسناک بودن

(1)(1)
نمایش دیدگاه
joghdi 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

جزیره شاتر معماییه ترسناک نیست. پلاگ ده هم تعلیقی معماییه – اره اسلشر اکشنه

(1)(1)
نمایش دیدگاه
xMiadx 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

اینم یادم رفت بگم اگه قرار باشه وحشت غیر جن و این چیزا باشه فیلم se7en از هرچی ژانر درام و اکشن وحشتناک تره

(1)(5)
نمایش دیدگاه
xMiadx 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

خداییش چطوری shuter island شده اول؟؟
فیلم خیلی جذاب و باحالیه اما اصلا ژانرش به وحشت نمیخوره شاید بشه گفت یه نوع درام سیاه اما وحشتش در‌حد the conjuring یا the ring نیس

(3)(1)
نمایش دیدگاه
JisSh 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

جا داره اینجا یادی بکنم از فیلم insidious قسمت اول. فضاسازی انجام شده تو این فیلم خیلی ترسناک و جالب کار شده. صداگذاری بدون نقص، روند داستانی خیلی عالیه و بر خلاف اکثر فیلمای ترسناک اطرافیان خیلی زود تسخیر شدن فرد مورد نظرو باور میکنند و دنبال راه حل میرن. اگه نگم بهترین فیلم ترسناکه قرن 21 حداقل تو لیست بالا باید اورده میشد!!!

(0)(2)
نمایش دیدگاه
JisSh 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

نویسنده عزیز فیلم the ring به معنای حلقه نیست و از محتوای فیلم کاملا معلومه اسم فیلم (the ring) به معنای زنگ تلفن هست (وقت کردی فیلمو ببین که اصلن ربطی به حلقه نداره، شاید با ارباب حلقه ها اشتب زدین =))) ).
فیلم ring عالیه من این فیلمو 2 شب تا 4 صبح تنهایی برق خاموش دیدم آخر فیلم یه دیالوگی هست میگه: “یعنی الان سر کسایی که دارن این فیلمو میبینن چه بلایی میاد؟” این قسمت داشتم سکته رو میزدم خیلی خوب بود.
اصولا فیلمای ترسناکو نباید دسته جمعی ببیند دوستان مسخره بازی در میارن لوس میشه.

(0)(5)
(0)(10)
نمایش دیدگاه
Demolition_maN 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

این فیلم نسخه‌ی هالیوودی فیلم Ringu هست که محصول کشور ژاپنه. معنیش هم همون حلقه هست نه زنگ تلفن.

(4)(1)
نمایش دیدگاه
mehrad 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز اگه پوستر فیلم رو دیده باشی میبینی که یک دایره حلقه مانند که در واقع همون در چاه داخل فیلم روش ثبت شده تو خود فیلم تو دیالوگاشون هم فکر میکردن ک در چاهه یه حلقه هس.. من با اینکه خیلی وقت پیش فیلمو دیدم ولی یادمه..حالا تو چجور با این اطمینان حرف میزنی…………

(5)(0)
نمایش دیدگاه
JisSh 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

کل فیلم در باره اینه که نوار ویدیویی رو میبینن تلفن زنگ میخوره بعدش (the ring) بعد شما اینو ول میکنی میگی اون چاهه که تو فیلمه شبیه حلقه بوده!!!
There are a few possible interpretations of what the ring is referring to and the ring of the telephone is a logical conclusion

(0)(9)
نمایش دیدگاه
mahdiarian 11 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

اگر با دقت فیلم رو دیده باشید و به متن انگلیسی صحبت های کاراکترها دقت کنید، ring اشاره داره به حلقه نوری که سامارا وقتی به داخل چاه انداخته شد، میدید. بعد از این که در چاه بسته شد، فقط کمی فاصله از حاشیه ها وجود داشت که باعث میشد نور به شکل یه حلقه به داخل تابیده بشه. پوستر فیلم هم خیلی واضح اینو نشون داده و همین طور متن نوشته شده زیر پوستر اصلی ” Before you die, you see The Ring ” که اشاره داره به این که همه قربانی های فیلم، قبل از مرگ شون، حلقه نوری رو که سامارا در داخل چاه میدید، میدیدن!

(5)(0)
نمایش دیدگاه
naghashbaashi 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

ژانر وحشت کاملا به مخاطبش ربط داره. همین فیلم حلقه، اره و … برای من الان اصلا ترسناک نیستن و فقط هیجان ایجاد میکنن درحالیکه اولین باری که دیدمشون و سنم کم بود، ترسیده بودم!

(2)(1)
نمایش دیدگاه
mehx95 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

با نظر دوستان موافقم این ها همشون هورور نیست چند تاشون تریلر هست که بهشون اشاره شد کاش دسته بندی کنید برای تریلر 10 تا و وحشت هم 10 تا بنویسید

(3)(3)
نمایش دیدگاه
Headman 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

انتخاب 30نما واقعا چالش برانگیزه اما وقتی میگیم ژانر وحشت واقعا باید این حس وحشت باهامون همراه بشه جوری که حتی بعد از دیدن فیلم هم ترس توی وجودمون باقی بمونه.انتخاب 30نما رو تا حدودی قبول ندارم اما اگه انتخاب خودم بود رتبه اول لیست رو میدادم به Lights out .
فیلم Shutter Island خیلی عالیه اما اصلا ترسناک نیست همیمجور که 30نما گفت بیشتر به خاطر حس معلق موندن مخاطب بعد از پایان فیلم و معمایی بودنش معروفه اما ترسناک؟ نه
میتونیم تک تک رو این انتخاب ها حرف بزنیم و بحث کنیم ولی اینکه بخوایم بگیم چه فیلمی ترسناک تره کار خیلی سختیه. به نظرم خودم دو قسمت فیلم The conjuring و Annabelle و Insidiouse chapter 3 و مخصوصا فیلم It رو میتونستیم توی لیست جا بدیم.
فیلمی رو میتونیم بگیم ترسناک که نه تنها دیدنش ترسناک باشه بلکه بعد از دیدن فیلم روی روانمون تاثیر بزاره و حتی این ترس وارد زندگیمون بشه که من خودم به شخصه همچین فیلمی رو تا الان ندیدم ! اگه فیلم های ترسناکی دیدین که فکر میکنین میتونن توی این لیست قرار بگیرن لطفا معرفی کنید.خیلی ممنون

(4)(5)
نمایش دیدگاه
mahdiarian 10 آبان 1397
پاسخ به دیدگاه

نمی دونم منبع این مقاله چیه، هرچی هست قابل احترامه، ولی ژانر وحشت horror رو نباید با هیجان انگیز یا نهایتا دلهره آور thriller یکی دونست. A Quiet Place و Get Out و Shutter Island با وجود شاهکار بودنِ 2تای آخری، اصلا ژانرشون ترسناک نیست!

(7)(3)
نمایش دیدگاه